تبلیغات
کانون فیلم و عکس دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی - داستانی زیبا درمورد شخصی که یک روز زندگی کرد و قدر زندگی را دانست.
کانون فیلم و عکس دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی
دانشگاه خلیج فارس
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید كه هیچ زندگی نكرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود.
پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد، داد زد و بد و بیراه گفت، خدا سكوت كرد، جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت كرد، آسمان و زمین را به هم ریخت، خدا سكوت كرد
 به پر و پای فرشته ‌و انسان پیچید، خدا سكوت كرد، كفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سكوت كرد، دلش گرفت و گریست و به سجده افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت: "عزیزم، اما یك روز دیگر هم رفت، تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها یك روز دیگر باقی است، بیا و لااقل این یك روز را زندگی كن"

لا به لای هق هقش گفت: ' اما با یك روز... با یك روز چه كار می توان كرد؟ ...'

خدا گفت: 'آن كس كه لذت یك روز زیستن را تجربه كند، گویی هزار سال زیسته است و آنكه امروزش را در نمی‌یابد هزار سال هم به كارش نمی‌آید'، آنگاه سهم یك روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: 'حالا برو و یک روز زندگی كن'
او مات و مبهوت به زندگی نگاه كرد كه در گودی دستانش می‌درخشید، اما می‌ترسید حركت كند، می‌ترسید راه برود، می‌ترسید زندگی از لا به لای انگشتانش بریزد، قدری ایستاد، بعد با خودش گفت: 'وقتی فردایی ندارم، نگه داشتن این زندگی چه فایده‌ای دارد؟ بگذارد این مشت زندگی را مصرف كنم'
آن وقت شروع به دویدن كرد، زندگی را به سر و رویش پاشید، زندگی را نوشید و زندگی را بویید، چنان به وجد آمد كه دید می‌تواند تا ته دنیا بدود، می تواند بال بزند، می‌تواند پا روی خورشید بگذارد، می تواند ....

او در آن یك روز آسمانخراشی بنا نكرد، زمینی را مالك نشد، مقامی را به دست نیاورد، اما....
اما در همان یك روز دست بر پوست درختی كشید، روی چمن خوابید، كفش دوزدكی را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آنهایی كه او را نمی‌شناختند، سلام كرد و برای آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد، او در همان یك روز آشتی كرد و خندید و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و بخشید، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.
 او در همان یك روز زندگی كرد
فردای آن روز فرشته‌ها در تقویم خدا نوشتند: ' امروز او درگذشت، كسی كه هزار سال زیست! '
 زندگی انسان دارای طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن می اندیشیم، اما آنچه که بیشتر اهمیت دارد، عرض یا چگونگی آن است.
امروز را از دست ندهید، آیا
ضمانتی برای طلوع خورشید فردا وجود دارد!؟

http://bayanbox.ir/id/4338380632731510931?view





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : حکایت، زندگی، یک روز زندگی،
لینک های مرتبط :
مسعود دهقان
دوشنبه 18 آبان 1394
جمعه 22 آبان 1394 12:37 ب.ظ
سلام به بلندای انتظار برای ظهور حضرتش.
در زندگی من هرروز تکرار است و تکرار و تکرار
صبح که بیدار میشوم به امید اینکه تکرار مکرارت نکنم حرکتی تازه میکنم ولی کمی که جلو میروم به جاده همیشگی تکرار میرسم
تمام راه هایم به شاه راه تکرار میرسید به جز جاده ای که شروعش با تابلوی فقط با عشق وارد شویداست و بی انتهاست وسعتش مرزی ندارد. قبل از ورود به جاده با عشق وضو بگیریم و قدم در این جاده بگذاریم.
روزی میتوان خوب زندگی کرد که خودت باشی و به خودت نه ظلم کنی و نه خیانت کنی.
هرروزی که دروغ نگوییم زندگی کرده ایم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


به وبلاگ کانون فیلم و عکس دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه خلیج فارس خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای کانون فیلم و عکس دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی محفوظ است